صورتگر چین
نوشته های یک دانشجوی دکتری در کشور چین
با توجه به اینکه مسوولین در
سطوح مختلف بین المللی در حال وضع مقرراتی جدید به منظور بهبود امنیت پروازهای بین
المللی هستند ، لیستی از پیشنهادات کاملا کارشناسانه را در اینجا ارائه میدهیم که
امیدواریم مورد توجه همان مسوولین قرار بگیرد. 1-نصب تابلوهای راهنما در مسیر
هواپیماها از قبیل دورزدن ممنوع، سبقت از سمت بالا ممنوع، محل عبور کلاغ ها، خطر
سقوط توپولوف، لایی کشیدن و شیرین کاری های مربوطه ممنوع 2-بررسی بازرسی های بدنی برای
پیدا کردن هر گونه وسیله تروریستی از قبیل موشک کروز، کاتیوشا، بمب ساعتی، جوراب
بد بو و موارد ماشبه 3-جلوگیری از فرستادن هر گونه
پیام صوتی یا تصویری یا متنی از داخل هواپیما چه از طریق اینترنت چه از طریق
موبایل. در این زمینه تجربیات مخابرات ایران میتواند برای شرکتهای هواپیمایی بسیار
سودمند باشد که چطور در حین اجرای این اهداف پول این سرویسها را هم از مسافرین
بگیرند. 4-استفاده از فرمولاسیون
پیشرفته غذاهایی که قبلا کارایی خود را در
دانشگاههای ایران پس داده اند و باعث خواب آلودگی و منگی تا دو ساعت پس از صرف غذا
میشوند. در این صورت میتوان از هر گونه اعتراض احتمالی مسافران از کیفیت خدمات
مهمانداران نیز جلوگیری کرد. 5-استفاده از سیستم پیشرفته
تاخیر در پروازها که در ایران به خوبی اجرا شده است. در این روش مسافران چون
میدانند که ممکن است با تاخیرهای دو ساعته تا دو هفته ای مواجه شوند سعی میکنند از
طریق انجام بازیهایی مثل گرگم به هوا یا بالا بلندی خود را سرگرم نگه دارند. در
این صورت میشود با تحلیل رفتار مسافران متوجه شد که چه کسی نیات سو دارد. مثلا در
یک بازی گرگم به هوا فرد فرضی مورد
دار همش دوست دارد دیگران را بفرستد هوا! 6-استفاده از افراد بسیار خوش
برخورد و سیستم برو اتاق فلان که سالهاست در سیستم بوروکراتیک ایران سودمندی اش را
ثابت کرده است . با این روش میتوان افراد تروریست را متقاعد کرد که بمبهایشان
را به مشتریانی که جانشان به لب رسیده بفروشند و علاوه بر سودآوری برای اجتماعشان
هم مفید باشند. 7-سقوط گهگاهی و رندم هواپیما که اعلام دلایلش توسط مسوولان حتی مرغ پخته را هم به خنده بیندازد. در این صورت هیچ
فرد مسئله داری حاضر نمیشود جان خودش را فدای سقوطی کند که دلایلش مرغ پخته را
بخنداند. 8-صادر کردن بلیط هواپیما فقط
برای مسافرینی که با عزیزانشان مسافرت میکنند و میتوانند ثابت کنند که آنان را
خیلی دوست دارند . البته شرط دوم ممکن است باعث شود که تمامی شرکتهای هواپیمایی
ورشکست شوند. 9-صادر نکردن بلیط برای زوجهایی
که یکی از آنها اصرار دارد دیگری حتما
همان پرواز را بگیرد. هشدار: متن زیر کاملا تخیلی است.
هرگونه شباهت یا عدم شباهت اتفاقی اشخاص و رخدادهای این نوشته با جهان خارج، تنها ناشی از توهمات فانتزی خوانندگان می باشد. حالا شما میخوای خواه پند گیر، خواه ملامت! بررسی های جدید گروهی از دانشمندان نروژی نشان میدهد که گاهی برای رسیدن
به ریاست فدراسیون لازم است که انسان به صورت مادام العمر محروم گردد. این
دانشمندان اعلام کرده اند که ممکن است فاکتورهای
مادام العمر دیگری مانند حبس ابد نیز در این زمینه موثر باشند اما توصیه
کرده اند که مشتاقان تا معلوم شدن نتیجه تحقیقات روی این قبیل فاکتورها دندان روی
جگر بگذارند. یکی از اعضای این تیم تحقیقاتی
در مصاحبه ای با خبرگزاری رویترز گفت: "ما در حال بررسی تمامی جوانب ماجرا
هستیم. مثلا اینکه طول مدت دوران محرومیت چقدر در رسیدن به ریاست فدراسیون موثر
است؟ و آیا اینکه در میزان مدت ریاست نیز موثر هست یا نه؟ اما اینکه شما مادام العمر از چیزی محروم شوید و بعد رییس فدراسیون
همان چیز شوید رد خور ندارد " در پی انتشار نتایج این تحقیقات
در مجله نیچر که به نایاب شدن این مجله انجامید، روسای فعلی فدراسیونهای
ورزشی طی اقدامی فوری خواهان تغییر
قوانین دوپینگ و حذف محرومیت مادام العمر شدند.یکی از این روسا که نمیخواست نامش فاش شود به خبرگزاری فرانسه گفت: "در زمان ما
رییس فدراسیون شدن ساز و کار خودش را داشت. باید کلی زحمت میکشیدیم و برای قتل و تهدید دیگر رقبا کلی
زحمت میکشیدیم. شما که خود در کار مطبوعاتید میدانید که ارتکاب این جور کارها در اروپا چقدر سخت
است. آنوقت آیا این عدالت است که یه جوانی که تازه به صورت مادام العمر محروم شده
بیاید جا بگذارد جای پای ما". در واکنشی به این خبر رییس
کمیته مبارزه با دوپینگ المپیک اعلام کرد که در دو سه روز اخیر به طرز مشکوکی آمار
دوپینگهای مثبت به صورت نجومی بالارفته و ورزشکاران با گرفتن وکلای مجرب خواستار
صدور اشد مجازات از دادگاههای رسیدگی به جرایم ورزشی شده اند. خبرنگار ما که در مقابل مقر این سازمان ایستاده بود با تجمع
اعتراضی چندین تن از ورزشکاران مواجه شده بود . یکی از آنها به خبرنگار ما برگه ای
نشان داد و گفت: "شما قضاوت کنید. به من میگن این مدرک دوپینگی که از آکسفورد
ارائه کردی تقلبیه. اما شما نگاه کن . خدا وکیلی نمونه رو از من گرفتن و معلوم
نیست کدوم مادربه خطایی برداشته نتیجه من رو کش رفته و به من ساده هم این مدرک تقلبی رو دادن. حالا تقصیر من چیه؟ چه کسی
جوابگوی منه؟" در همین حین ورزشکاران دیگر هم
که انگار تا به حال دوربین و خبرنگار از نزدیک ندیده بودند به سمت خبرنگار ما هجوم
آوردند که با جیم شدن به موقع واحد اعزامی
ما به محل در اجرای نیات شوم خود ناکام
ماندند. جا دارد که در اینجا به نقش
رسانه های بیگانه از قبیل نیچر که برای
منافع شخصی دست به بحران آفرینی میزنند نیز اشاره گردد. حال کجایند مدعیان دروغین
دموکراسی که جوابگوی این بداخلاقی رسانه ای مجلاتی زردی مثل نیچر و ساینس باشند؟ این پست برگردان چند جمله نغز
است از نویسنده نامدار ایرلندی تبار جناب مارک تواین. ترجمه ها از خودم است بنابراین توصیه میکنم با احتیاط
بخوانید! کتاب کلاسیک کتابی است که همه
تحسینش میکنند اما کسی نمیخواند. من دوست ندارم خودم را درگیر
مسئله بهشت یا جهنم بکنم چون در هر دو قسمت دوستان خوبی دارم! من نمیتوانم سخن گفتن را متوقف
کنم حتی زمانیکه خطر گفتن جملاتی آموزنده برای دیگران وجود داشته باشد. ترک اعتیاد به سیگار به
راحتی آب خوردن است. من آن را هزاران بار انجام داده ام! بهتراست افتخاری که لیاقتش را
داری نداشته باشی تا افتخاری را که لیاقتیش را نداشته باشی، داشته باشی. اگر تمایل به قتل همیشه با
موقعیت مناسبش همراه میشد، چه کسی میتوانست از حکم اعدام بگریزد؟ وقتی جوانتر بودم میتوانستم همه
وقایع را به خاطر بیاورم. حالا میخواهد اتفاق افتاده باشند یا نه! همه تعمیم ها اشتباها. خصوصا
همین یکی! تمدن حاصل ضرب بی نهایت
ضرورتهای بی اهمیت است. این قدر نگویید این جهان به شما
چیزی بدهکار است. این جهان هیچ چیزی به شما بدهکار نیست چون او قبل از شما اینجا بوده! مواظب باشید که مدرسه رفتن،
تحصیل کردنتان را مختل نکند. کم پیدا میشود که تحمل چیزی به
اندازه تحمل یک انتقاد بجا سخت باشد. دوست خوب، کتاب خوب و وجدان
نیمه بیدار، سه رکن یک زندگی ایده آل اند. من پیرمردی هستم که دردوران
جوانی با مشکلات بسیار زیادی دست و پنجه نرم کرده ام که غالبا اتفاق نیفتاده اند! زمانی که میخواهی راست بگویی
مجبور نیستی که همه چیز را به خاطر بیاوری. کشف آمریکا اتفاقی فوق العاده
بود. اما از آن فوق العاده تر ، گم کردنش
دوباره اش می بود. مهربانی زبانی است که حتی کرها
میتواند بشنوند و کورها میتواند ببینند! زندگی بسیار شادتر و بهتر می
بود اگر ما در 80 سالگی متولد میشدیم وکم کم به 18 سالگی میرسیدیم. وطن پرست کسی است که حمایتش
برای کشورش همیشگی است و برای دولت کشورش تا آن زمان که لیاقتش را داشته باشد. بشر موجودی است که طبق کتاب
مقدس در آخرین روز هفته خلق شده است.درست همان هنگامی که خدا خسته بوده و نیاز به استراحت داشته است! چه بسیارند چیزهای حقیری که با
تبلیغات درست به بزرگی رسیده اند. هرگز کاری را که میتوانی پس
فردا انجام بدهی به فردا مگذار! از نظر آدمها، تغییر هیچ چیزی
در اجتماع ضروری تر از "تغییر رفتار دیگران" نیست. تفاوت سگ با دروغ در این است که
سگ تنها هفت جان دارد. (در متن اصلی گربه بود و این اعتقاد غربی ها که گربه ها 9
جان دارند) تنها انجام یک کار برای خدا
غیرممکن است: پیدا کردن منطق در قوانین کپی رایت این سیاره! پاسخ دندان شکن پاسخی است که
معمولا 24 ساعت بعد ا ز اتفاق افتادن ماجرا به ذهن میرسد! هنگام خواندن فرض کن که احمقی
یا به بیان بهتر فرض کن یکی از اعضای کنگره ای! جملاتی که در این پست گذاشتم ، برگردان خودم از متن انگلیسی است. به همین علت لازم میدانم که علاوه بر خوانندگان عزیز و جناب اسکاروایلد از دوستداران ادبیات فارسی و انگلیسی هم صمیمانه پوزش بطلبم. باشد که قبول افتد 1. همواره دشمنانت را ببخش. هیچ چیز دیگری آنها را تا این اندازه ناراحت نخواهد کرد! 2.چیزی به اسم کتاب اخلاقی و غیراخلاقی وجود ندارد. کتابها یا بد نوشته میشوند یا خوب! 3.هر حقیقتی که به نظر ساده و بدیهی به نظر می رسد به ندرت بدیهی است و هرگز ساده نیست! 4.آموزش ارزشمند است هر چند لازم است به خاطر داشته باشیم که چیزهایی که ارزش یادگیری دارند به ندرت قابل یاد دادن هستند! 5.مناسب ترین مبنای ازدواج تفاهم دوجانبه نیست بلکه سوءتفاهم دوجانبه است! 6.بعضی ها هرجایی که می روند شادی پدید می آورند و بعضی دیگر هر زمانی که می روند! 7.محبوبیت تنها توهینی است که هرگز از آن رنج نبرده ام! 8.مردان همیشه دوست دارند که عشق اول زنان باشند در حالیکه زنان دوست دارند عشق آخر مردان باشند. 9.خوش بینی دیدگاه فرد حقیری است که در جایگاه بلندی قرار گرفته! پس از مدتها ننوشتن، دیروز داستان کوتاهی نوشتم که میگذارمش اینجا. کمی برای وبلاگ طولانی است و من انتظار ندارم کسی بخواندش. این داستان قرار است رگه های کمدی هم داشته باشد. لطفا برای یافتن آنها صبور باشید! فقط برای اطلاع موجوداتی فرضی که این داستان را میخوانند میگویم، مکان داستان همین چین است و هر چند داستان به زبان فارسی است، اما شخصیتها مثلا دارند انگلیسی صبحت میکنند! خونی که رنگین تر از دیگران است داشتم سوت میزدم وقدم زنان ازوسط کوچه تنگ و تاریکی که هیچ تیر چراغ برقی نداشت، رد می شدم. چراغ هیچ خانه ای روشن نبود و هیچ صدایی هم به گوش نمی رسید. بوی غریبی در فضا پیچیده بود. دقیقا همان احساسی را داشتم که هنگام دیدن فیلمهای ترسناک پیدا میکردم.داشتم فکر میکردم که اگر الان من در یک فیلم ترسناک بودم، موقع مناسبی بود که کادر روی صورتم بسته شود و کسی از پشت من و بیرون کادر روی من بپرد. یا تیری شلیک شود و به صورت اسلوموشن از داخل قلبم رد شود. یا صدایی شنیده شود و چیزی بخورد توی سرم. بنگ. روی زمین افتادم ودرد شدیدی در سرم احساس کردم. انگار واقعا چیزی توی سرم خورده باشد. برگشتم و صدایی نفسهای خش دار کسی را شنیدم که چشمان قرمز رنگش به من دوخته شده بود. چیزی مثل چوب توی دستش بود. خواستم بلند شوم که صدای دیگر شنیدم و درد شدیدتری در مغزم احساس کردم... چشمانم را که باز کردم ، شلوار سیاه آغشته به خونی را دیدم که روی کفشهای پاشنه بلند قرمزی افتاده بود. صدای جیغ و داد می آمد و توی فضا بوی خون تازه پیچیده بود...(به ادامه مطلب مراجع بفرمایید) از یادداشت های مردی که پس از
شنیدن آلبوم آخ ازمحسن نامجو، بدون هیچ گونه هماهنگی با دستگاههای ذی ربط، آنها را منتشر کرد و ما هم اینجا، برای
دوستانی که از مضرات شنیدن آلبومهای غیرمجاز اطلاع ندارند،
قسمتهای قابل نشر را باز نشر میکنیم: مردی که در ته کوچه ای چینی وار
چمباتمه زده بود و حیران و زل زده به مرتیکه ای که با اشارت همسایگی
انگشت اشارت من را خطاب کرده بود که ای فلان تو چرا دیگر نمی نویسی؟، در حرکتی هماهنگ خاکستر سیگارش را کنار ته مانده
تف یک ساعت پیشش تکاند و به من زل زد که هدست درآوران، در آن دم که مست از نوستالژیک پیش امده از ایجاد حس یکی کردن خواهر و مادر
کسی در دیار غربت بودم و در اقیانوس بیکران واژه های
ناب ناموسی در جستجوی قافیه های خواهر و مادر دار غرق گشته بودم و در هجوم تصاویر خونین و مالین
کتک خوردگی ها از بدو تولدم تا هنگامه هبوط مهر خروج بر پاسپورت قهوه ای
رنگم گم گشته بودم و با صدایی که انصافا از انتهایی ترین نقطه گلویم
برامده بود گفته بودم "آخ را شنیده ای؟" و آن مرتیکه خنده زنان در نمایی از دندانه دندانه
دندانهای زرد بدقواره اش خروشی برآورده بود و سر در میان پالتو گیران و بر
فرق سر زنان راه ایستگاه اتوبوس در پیش
گرفته بود و غافل از دست اجل که این بار در لنگ دراز شده مرد چمباتمه
زده تجلی یافته بود و برایش زمین خوردن و ضربه مغزی شدن و به درک
واصل شدن در میانه خنده چینیانی که با
همسایگی انگشت اشارت اشارتش کرده بودند رقم زده بود!! پانوشت 1: با تمام احترامات
فائقه به محسن نامجو و آلبوم جدیدش "آخ" پانوشت 2: توصیه های ایمنی را
جدی بگیرید! "بع بع بع بع "
چشمان
چینی اش خیره سعی
وافری دارد که بفهمد من چه میخواهم "بع
بع بع بع بع " وسط
فروشگاه
حتی می
توانم صدای قاه قاه
تمام
گوشتهای بسته بندی شد ه روی پیشخوان را
بشنوم
"بع
بع بع بع " صدایی
از دهان فروشنده خارج میشود و با خوشحالی
در میان
انبوه قفسه ها گم میشود
و
لحظاتی بعد اردکی به دست می آید و
آن را میگذارد کنار سینه مرغ، نارنگی و بالشی که قبلا برایم آورده بود و من با
احساس یک گوسفند مانده در گل با خود
فکر میکنم از
"بع بع بع بع "
چه جوری
میشود نارنگی و بالش و اردک را استنباط کرد! و مانند
بودا
به
روشنایی میرسم
که چقدر
نسبیت هم نسبی است !
و مانند
سقراط به هفته
بعد فکر میکنم که نوبت
"ما ما "ست!
و در
نهایت مانند
اکثر گوسفندانی که بعد از رسیدن به روشنایی روشن
فکر میشوند
دنبال
گرگی میگردم
که
بیاید من گوسفند را بخورد!
از شنیده ها این طور بر می آید
که قرار است که سه صفر از پول کشور کسر گردد. اینکه نام این واحد جدید چه خواهد
بود هنوز معلوم نیست و در اینجا برای خالی نبودن عریضه فرض میکنیم که سه حرف
انتهای نام پول کشور نیز حذف شود . در این صورت با یک محاسبه ساده خواهیم داشت : 10000rials = 1$ 10ri = 1$ البته بنده فکر میکنم حالا که ما
داریم صفرها را کم میکنیم و زحمت میکشیم، کار را یکسره کنیم و یک دفعه 6 تا صفر
از واحد پولی کشور کم کنیم که در این صورت خواهیم داشت: 10000Rials = 1$ 0.01new currency =1$ که معنایش این است که هر واحد پول
جدید معادل صد دلار خواهد شد و به این ترتیب ملت ما در عرض یک شب بسیار ثروت مند
خواهد شد و دیگر در کشور ما فقیری باقی نخواهد ماند. البته بعضی از ناآگاهان اقتصادی که
حتی چنین محاسبات ساده ای را درک نمیکنند، با هر گونه دست زدن به صفرهای پول ملی
مخالفند. اگرچه امروزه به مدد اعترافات
شفاف دستگیرشدگان در کشور ما دست این به
اصطلاح کارشناسان که هیچکدامشان هم از آکسفورد مدرک نگرفته اند رو شده است، اما
از آنجا که فعلا صلاح در آرام سازی فضا و مشارکت حداکثری است، میتوان پیشنهاد
دیگری ارائه داد. طبق نظر بعضی دیگر از کارشناسان
میتوان به جای برداشتن صفر از پول ملی خود ، صفر به پول کشورهای دیگر به خصوص
دلار اضافه کرد. این دوستان میگویند با توجه به اعترافات اخیر و کشف منافذی که با
استفاده از آن منافقان آب در آسیاب دشمن میریخته اند میتوان صفر به آسیاب دشمن
ریخت و به این ترتیب دشمن تا بیاید بفهمد که چه شده است کار از کار گذشته است و
کلی صفر به پولش اضافه شده است. به گزارش
دروغ نیوز حاصل تلاشهای یکی از نخبگان کشور ابداع اپراتوری است که طبق
مدلهای منطق فازی کار میکند و هوش سرشاری از خود نشان داده است.به گزارش خبرنگار
آنها، در حالت کنونی بر روی اپراتور
پیغمهای از پیش ضبط شده ای وجود دارد که در مواقع خاص پخش میشوند. اما در حالت
هوشمند و با استفاده از این اپراتور، موقعیت روحی روانی و نوع درخواست مشترک مورد
تحلیل قرار گرفته و با توجه به اطلاعات موجود در شبکه، اپراتور پاسخ مقتضی را
ایجاد میکند. به گزارش همان خبرنگار،طراحی این
اپراتور که توسط یک دختربچه 13 ساله شهرستانی و توسط کامیپوتری که خود این نوجوان
نابغه با سیمهای خریداری شده از بازار ساخته است،
یک سال طول کشیده است. اهمیت این اختراع تا آنجاست که بنا به نظر اکثر استاتید به نام مخابرات دنیا ،
اگر کار گراهام بل و ادیسون را انقلاب بنامیم این اختراع را باید بیگ بنگ مخابرات
نامید. همین اساتید به نام دنیا اکنون در حال گرفتن وقت ملاقات از این نابغه
ایرانی هستند و از مسوولین درخواست کرده اند که فرآیند صدور ویزایشان تسریع گردد. در ذیل مثالهایی از عملکرد این اپرتوار
را می آوریم: تلفن
مشترک مورد نظر خاموش می باشد: این پیغامی است که همه روزه آنرا میشنویم
اما در حالت هوشمند این پیامهای به جای این پیام پخش خواهد شد: -خانم محترم! مشترک مورد نظر در حال
حرف زدن با یک خانم غریبه می باشد و باطری تلفن را در آورده است. -مادر گرامی! پسر شما مست است و پس از
اکسی که زده گوشی اش در آب افتاده و زنگ نمیخورد -پدر عزیز! دختر شما پس از یک گفتگوی
دو ساعته با دوست پسرش شارژش تمام شده است. لطفا بعد از اینکه دوست پسرش برایش یک
شارژ خرید تماس بگیرید. مشترک مورد نظر اشغال
می باشد -مشترک مورد نظر آشغال میباشد! بدبخت
این دهمین دختریه که داره باهاش قرار میذاره. عشق کجا بود؟ -پسر عزیز! مادر مورد نظر در حال غیبت
میباشد. طبق اطلاعات موجود ما از صحبت مادر شما با این مشترک ، شما میتوانید پس از
رفتن به سینما و دیدن یک فیلم برای دو سانس مجددا شماره گیری بفرمایید . به این
منظور میتوانید از سینماهای لاله زاراستفاده نمایید. -ارباب رجوع محترم! مشترک مورد نظر در
حال زیر آب زدن یکی از همکارانش می باشد. کار شما هم پیش همان بابا گیر است. با
عرض تسلیت! -اصغر آقا جان! ممد آقای شما این همه
جوکهای بی تربیتی دست اول را از کجایش
درمی آورد؟ سه تا چهارتایش را من هم نشنیده بودم! -طلبکار محترم! بدهکار مورد نظر در حال
سفارش بلیط هواپیما میباشد.اگر میخواهید شماره بلیط و زمان سفر برایتان ارسال شود
لطفا مبلغ.... -عاشق عزیز! مشترک دیگر ما از شما عاشق
سریش تری میباشد. شماره مورد نظردر
شبکه موجود نمی باشد -گاگول! با زبون خوش حالیت نمیشه؟!
شماره تلفنها هشت رقمی شده . حالا تو باز 7 رقم بگیر. -با توجه به بوی دود شدیدی که می آید
شما بجای گرفتن 111144444444 باید با 114 تماس بگیرید که شماره آتش نشانی است. -مشترک مورد نظر موجود می باشد اما
شماره ای که شما میگیرید موجود نمی باشد. بفهم!! -شماره مورد نظر در شبکه موجود می باشد
اما حال نمیکنم بهت بگم! شماره مورد نظر مسدود
می باشد -مشترک محترم . تو که همه چکهاشو اجرا
گذاشتی و اون بدبخت رو انداختی زندان حالا انتظار داری که این قدر پول داشته باشه
که قبض تلفن دخترش رو هم بده؟ اصلا ببینم
تو چه جوری این قدر وجدانت راحته؟ . من که یه اپراتورم دو روزه همه اطلاعات شبکه
ام به تنم سیخ شده! -عموجان صبح بخیر! صاحب این شماره که
سهله ، بچه اش هم رفته اون دنیا. حالا چه عجله ای داشتی برای زنگ زدن؟ همچنین ممکن است یک دفعه وسط مکالمه تان بشنوید : ((بیست هزار
دستگاه زانتیا، یک تریلیارد جایزه نقدی و غیر نقدی . بشتابید. بانک ...)).
اپراتورهای هوشمند میتوانند شما را تشخیص دهند و به این ترتیب اگر شما آگهی
بازرگانی مورد نظر را قطع کنید ، مبتنی بر تعداد دفعاتی که این کار را بکنید،
اقدامات تلافی جویانه از طرف اپراتور از قبیل خش خش دار کردن صدا، خط رو خط
انداختن، دیر فرستادن اطلاعات، سوزاندن سیم کارت و ... اجرا خواهد شد پانوشت: مدتی بود که در غیببت به سر میبردم. موضوع مهمی نبود .
مسئله بودن یا نبودن بود و هملت و این مسائل. از همه دوستانی که در این مدت سرزده
اند و بنده متقابلا سرنزده ام حلالیت میطلبیم. آدم وقتی مشکلات سری پیدا کند اینجوری
میشود!


ادامه مطلب



